قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
245
تاريخ نگارستان ( فارسى )
گشتند بعد از چهارده شبانروز متوجه بالاى آب شدند و خواستند كه از تفليس بگذرند كه بيكبار كوكب اقبال اباقا ارتفاع گرفته در اثناى راه بركا به مرض قولنج بعالم بقا شتافت و آن نوع بليه مندفع گرديد [ 436 - رفتن يعقوب ليث به بغداد . ] 436 حكايت گويند چون يعقوب صفار را در امر سلطنت اقتدار و استقلال دست داد بعد از تسخير عراق و خراسان و سيستان و كرمان و فارس عنان عزيمت ببغداد معطوف داشت معتمد عباسى برادر خود موفق را بجنك او فرستاد و بينهما در طوان جنك دستداده شكست بر يعقوب افتاد وى از آنمعركه بخوزستان رفته لشكر بيشترى فراهم آورده در ماه آخرى متوجه بغداد شد معتمد خواست كه او را بتدبير يا تحذير بازگرداند كه در آن اثنا در چهاردهم شهر شوال سنهء 265 خمس و ستين و مأتين به مرض قولنج درگذشت القصه براق خان نبيرهء جغتاى كه حاكم ماوراء النهر بود دندان طمع در ملك او تيز كرده خواست كه بر كميت و كيفيت مملكتش واقف گردد بنا عليه در شهور سنهء 666 ست و ستين و ستمأة موافق لوىئيل وزير خود مسعود بيك فرزند محمود بيك بلواج را برسم جاسوسى در لباس رسالت نزد اباقا ارسال داشت و چون وى مرد فرزانهء كار ديدهء بود در هر منزل معتمدى و دو خر ميگذاشت و خبر آمدن وى كه به تبريز رسيد خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان باستقبالش شتافته بواسطهء تعظيم او پياده شد و مسعود بيك از بالاى اسب او را دريافته از روى نخوت بجناب صاحبى كه كمترين بواب خود را زياده از وى ميدانست گفت صاحب ديوان كه ميگويند شمائيد خواجه چون وقت بازخواست نديد تغافل ورزيده جواب نگفت و ابن بلواج بپايهء سرير صاحب تخت و تاج رسيده بعد از اداى مراسم رسالت مقدم بر امراى ايران نشست بعد از دو سه روز چون هواى كار را نيك نديد بملازمت خان رسيده بتقريبى سخن رخصت در ميان آورد و بعد از لحظهء بيرون شتافته چون از كرياس پادشاهى بيرون آمد بر سپهر تيز گرد يعنى سمند جهانپيماى عالم نورد برآمد مصراع : بر اسب باد سرعت آتش عنان نشست . و هم از آنجا روى به راه آورده و بقول مؤلف وصاف و ظفرنامه در چهار شبانروز خود را بحوالى جيحون رسانيده از آب بگذشت . [ 437 - فرستادن امير تاشكند اسبى براى امير نوح ] 437 من الغرائب مؤلف نزهت القلوب از تحفة الغرائب و آثار الباقيه نقل مىكند كه مالك رقاب تا شكند را كه در قديم سنجاب گفتندى از بهر نوح بن منصور سامانى اسبى فرستاد كه دو سر داشت و دو پاى و بجاى دو دست دو پر كه طيران مينمود دور نيست كه چهارپايان جناب وزارتمآب از نژاد اسب پادشاه سنجاب بوده باشد نظم : سمند گرم زرين نعل او خورشيد را ماند * كه از مشرق به مغرب رفت و يكشب در ميان آمد القصه روز ديگر خبر توجه براق بصوب خراسان معروض پايهء سرير شهنشاه آفاق